بلاگ

قاب زنده

ابراهیم و من، همسن و سال بودیم. او البته در دبیرستانی دیگر بود اما به واسطه پسرخاله شهیدش (علیرضا مهدوی) که بزرگِ حلقهِ شهید حکمت بود به این جمع در آمده بود. از همان آغاز، به رغم بقیه که رسمی و اتو کشیده بودیم، رها و بی غل و غش بود و ناگفته پیداست جمع ما را با همین صفایش رنگی دیگر می‌بخشید.
آشنایی ما به قبل‌تر بر می‌گشت: حزب جمهوری اسلامی مشهد. من و سایر دوستان آن حلقه، در واحد دانش‌آموزی بودیم و او در واحد نوار کار می‌کرد. ممکن است تعجب کنید واحد نوار! بله، یکی از وجوه کادرسازی در سالهای پایانی دهه ۵۰ و آغاز دهه ۶۰، امانت‌گیری و گوش‌کردن نوارهای تشکیلاتی بود. عمدتا سلسله درس‌ها و سخنرانی‌های شهید بهشتی و شهید باهنر و سایر موسسان حزب برای آشنایی با مواضع.
پدرش از نسخه شناسان کم نظیر بود، یک روحانی با سلوکی متفاوت : زمینی، اجتماعی و اخلاقی، با استخاره‌های نقطه‌زن! روحش شاد. ابراهیم تقریبا همیشه جبهه بود و کمتر از ۱۷-۱۶ سال داشت که جراحتی جدی برداشت و اگر مسیری طولانی را با آن حال نیمه جان، شنا نکرده بود زنده نمی‌ماند. بخشی از عصب های فک و دهانش قطع شده بود و تا مدتها وقتی چیزی می‌خورد،..

همیشه روز توست، نه فقط یک روز 

ضمن تبریک همه این مناسبت ها، به مادران و زنان ایران زمین متنی که از دوستی برایم ارسال شده بود که نمی دانم نویسنده اش چه کسی است را تقدیم می کنم:
«مادر امروز روز توست ، مادر امروز تمام گُل های عالم در مقابل گُل روی تو ، چه بی رنگ و بی بویند.امروز ، هیچ گلی پیام و حرفی در وجودش نیست ، نه میخک معنای دوست داشتن دارد و نه شقایق معنای عاشقی.در گل داوودی می شود از صدای لالایی تو لذت برد و در گل نسترن می شود مادریت را بر تمام عشق ها برتری داد.
مادر دلم می خواست نقاش بودم ، زمین را می کشیدم ، دریا را می کشیدم ، ستاره ها ، مهتاب را و خورشید را و آنوقت به همه آنها رنگ عشق و رنگ مادری می زدم.
دلم می خواست دست هایم را مثل نیلوفر ، چشم ها و نگاهم را مثل گل های آفتابگردان ، دلم را چون دریا نقاشی می کردم و آنها را زیر پایت فرش می کردم تامهربانی بر آنها نقش بندد.
مادر من هم بسان بسیار بی مادران عالم ، مادر ندارم ، ولی در نیمه هر ماه ، به هلال کامل ماه نگاه می کنم و خورشید وجودت را حس می کنم.
در بارش باران مهربانی هایت را ، در زلالی چشمه ساران اشک هایت را ، در تردی برگ های شمعدانی دلواپسی و دل نازکی ه..

مردم ایران امروز

البته هم وطنان کلیمی، مسیحی و بهایی نیز در ایران زندگی می کنند که از حیث تعداد به دلیل اعمال محدودیت های حکومتی، ناگزیر به کوچ شده اند و در شرایط کنونی جمعیت چشمگیری به شمار نمی آیند.
– دین نزد مسلمانان سنتی منبع اصلی شناخت جهان است. اینان به مناسک و آداب دینی باورمندند اما این باورمندی به معنای التزام مستحکم و پیوسته به همه ی آداب آن نیست. تا پیش از انقلاب اسلامی سال ۵۷ به روحانیت به عنوان یگانه مرجع راهنمایی زندگی دنیوی و اخروی می نگریستند. این مسلمانان تعامل اجتماعی مناسب و معقولی با پیروان سایر ادیان دارند و اگرچه خویش و باورهای شان را کاملا برحق می پندارند اما این امر را مانعی برای ارتباط، دوستی و زیست مشترک با پیروان سایر ادیان نمی دانند.
– مسلمانان انقلابی یا پیروان اسلام سیاسی که ریشه هایش را در گروه های فداییان اسلام و جمعیت موتلفه در گذشته و انصار حزب الله هم اکنون می توان مشاهده کرد، براین باورند که اعتقادت شان نه تنها برحق که وظیفه دارند این عقاید شان را بر همه عرضه داشته و برای رستگاری شان، به آنها ولو با اجبار، اعمال کنند. از دید اینان، راه صلاح و رستگاری روشن و آنان بد..

از مدیریتِ بلاک‌چِینی تا اداره با بلوک‌چینی

صفر. ابتدا فیلم سخنان وزیر آموزش‌وپرورش (اینجا) را ملاحظه کنید.
یک. بلاک‌چین (Blockchain)، نوعی سیستم ثبت اطلاعات و گزارش است. تفاوت آن با سیستم‌های دیگر این است که اطلاعات ذخیره‌شده روی آن، میان همه اعضای یک شبکه به اشتراک گذاشته می‌شود. با استفاده از رمزنگاری و توزیع داده‌ها، امکان هک، حذف و دست‌کاری اطلاعات ثبت‌شده، تقریباً از بین می‌رود.
بلاک‌چین ها کاملاً نرم‌افزاری متن باز هستند؛ و این یعنی هر کسی و همه می‌توانند کد آن را مشاهده کنند. این به حسابرسان امکان می‌دهد ارزهای رمزنگاری شده مانند بیت کوین را برای امنیت مرور کنند. همچنین بدان معنی است که هیچ مرجع واقعی در مورد کنترل کد بیت‌کوین یا نحوه ویرایش آن وجود ندارد. از همین رو، هرکسی می‌تواند تغییر یا به روزرسانی سیستم را پیشنهاد دهد. اگر اکثریت کاربران شبکه موافق باشند که نسخه جدید کد همراه با نسخه مناسب و ارزشمند است، می‌توان بیت کوین را به روز کرد.
دو. یکی از موضوع‌هایی که روزبه‌روز درباره آن بیش از پیش صحبت و پژوهش می‌شود تاثیر بلاک‌چین در حوزه‌های مدیریت و منابع انسانی است.
سازِکارِ کشف استعدادها و تصدیق و ارزیابی مدارج ..

پدیده روحانیون سلبریتی‌گرا در اینستاگرام

در سال‌های اخیر برخی فن‌آوری‌ها، امکان‌ها، فرصت‌ها، و فضاهای بیشتری برای کسب شهرت فراهم کرده‌اند که برای مثال اینستاگرام یکی از آنهاست. بی‌پایه نیست اگر گفته شود که تحولات شهرت در جوامع را می‌توان به قبل و بعد از اینستاگرام تقسیم کرد.
نگارنده این سطور در نوشته‌های قبلی خود همواره از فراگیری تدریجی ولع شهرت در جامعه ایرانی گفته است که به مدد رسانه‌های ارتباطی جدید ابعاد و زوایای تازه‌ای به خود گرفته است. این روزها در جای‌جای جامعه شاهد تلاش افراد برای مشهور شدن و افزایش رؤیت‌پذیری هستیم. پزشکان و دندان‌پزشکان، روان‌شناسان، شاعران و نویسندگان، سیاستمداران، بازیگران و مجریان، دانشگاهیان، و صاحبان کسب و کار، هر یک به درجات مختلف، با توسل به شیوه‌های خوشایند و ناخوشایند تلاش می‌کنند تا شهرتی دست و پا کنند. موضوعی که به زبان برخی از پژوهشگران نظیر الیور دریسنز از آن با عنوان «سلبریتیزه شدن» جامعه یاد می‌شود که به جریانی عمومی اشاره دارد که کانون‌های مختلف جامعه را دربرمی گیرد.
هر چند چنین ولعی می‌تواند ریشه‌های روانی نیز داشته باشد ولی حداقل بخشی از آنان به نیکی می‌دانند که شهرتِ بیشتر با..

همه‌گیری از سر باز کُنی

در این نشست، سردار احمد وحیدی بیان می‌کند: ادامه‌ی تعطیلی مراکز علمی به آینده‌ی علمی کشور آسیب می‌زند و وزیر آموزش و پرورش می‌گوید: باید برای نجات آموزش کشور، مدارس حضوری شوند. پس از این جلسه، وزیر کشور به نشست شوراهای آموزش و پرورش می‌رود و پس از آن در جمع خبرنگاران در لحنی دستوری بر الزامی‌بودن حضور دانش‌آموزان در مدارس تأکید می‌کند.
حال، سوال مهم این است که آیا همان‌طور که وزیر کشور می‌گوید تعطیلی مراکز علمی به آینده‌ی علمی کشور آسیب می‌زند و یا آن‌گونه که وزیر آموزش و پرورش بیان می‌کند نجات آموزش در گرو حضوری‌شدن مدارس است؟ به این دو نظر، نظرات بخش قابل‌توجهی از والدین دانش‌آموزان را هم بیفزایید که درمانده و خسته از سروکله‌زدن با فرزندان‌شان معتقدند علت اُفت تحصیلی فرزندشان، آموزش مجازی و دوری از محیط مدرسه بوده است. آیا واقعاً این گروه از والدین درست می‌گویند؟
دکتر الیزابت لافتس، روان‌شناس برجسته و استاد مشهور دانشگاه کالیفرنیا، که بیش از پنجاه سال در زمینه‌ی حافظه تحقیق کرده، می‌گوید: حافظه وضعیت ایستا و ثابتی ندارد و به همین دلیل، خاطرات ما به مرور زمان دستخوش تحریف می‌شوند. م..

تخریب وحشیانه ویلای غیرمجاز! 

اصل خبر: ببینید | تخریب ویلای غیرمجاز ۳ میلیاردی که پیست اسب دوانی دارد
اما در چند روز گذشته که شور و هیجان تخریب بعد از دستور مقام عالی قوه قضاییه در خصوص ویلاهای غیر قانونی جاده چالوس باز جان تازه ای به خود گرفته است دیدم جای درنگ نیست و باید نکاتی عرض کنم. بدون شک دستور آقای اژه ای حرکت ماندگاری است که در تاریخ با نگاه مثبت ثبت خواهد شد؟ شروع توقف خلاف از نهاد مسول که امری ستودنی است!
اما ما متمدن تر از آنیم که تخریب در زندگی ما جایی داشته باشد! وحشی ترین اقدامی که در حال حاضر در نظرم در کشور هست تخریب بناها، ساختمان ها، و ویلا های غیر مجاز است! بجای تخریب به عنوان جریمه، آیا بهتر نیست آنها را به خوابگاه و درماندگاه عمومی تبدیل بکنیم، اما چرا ؟
اجازه بفرمایید تحلیلی و نه احساسی به قضیه نگاه کنیم. یک ویلا یا ساختمان غیر مجاز به صورت کامل طی یکی دو سال یا حتی در صورت فوریت طی چند مدت و نه یک شبه ساخته می شود ! این مطلب مهم توسط آقای اژه ای نیز بصورت کامل و صحیح بیان شده است.
اصل خبر: دستور مهم قاضی القضات در مورد چالوس | موضوع تعجب‌برانگیز از نظر اژه‌ای؛ سازه‌های غیرقانونی را مقاب..

رویکرد نگاه به شرق  از دیدگاه رهبر انقلاب

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب در این رابطه می گویند:
«در سیاست خارجی، ترجیح شرق بر غرب، ترجیح همسایه بر دور، ترجیح ملّت‌ها و کشورهایی که با ما وجه مشترکی دارند بر دیگران، یکی از اولویّت‌های امروز ما است.» ۲۹ بهمن ۱۳۹۶
سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران یک سیاست جامع و فراگیر است و بر اساس مفاد مندرج در سند چشم انداز ۱۴۰۴ به “تعامل سازنده با جهان” اعتقاد دارد. راهبردهای سیاست خارجی نیز منبعث از این جامعیت است و در عین اعتقاد به ارتباط با کشورهای مختلف جهان، برای تقویت مناسبات با شرق، اولویت قائل است. این رویکرد به معنای بی‌توجهی نسبت به ارتباط با غرب نیست اما به دلیل بی اعتمادی به آمریکا و اروپا، اولویت را برای تامین منافع ملی، به شرق داده شده است.
رهبر انقلاب با نگاه دوراندیشانه خود، همواره بر ضرورت تقویت ارتباطات بین المللی تاکید داشته و برای نمونه، در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری با استثنا کردن رابطه با آمریکا، خاطرنشان می کنند:
«من می بینم بعضی از برادران ما گاهی اوقات میگویند که ما باید با همه‌ی دنیا رابطه داشته باشیم؛ خب بله، با همه‌ی دنیا -البتّه منهای آمریکا و رژی..

روزنامه کیلویی چند؟

اپیزود اول
هر کدام از ما دقایقی و گاهی ساعتی و حتی بیش از آن، را روزانه در چنین حالتی می‌گذرانیم. گاهی از سر بی‌حوصلگی، گاهی برای وقتکشی، …و گاهی واقعا در پی یک موضوع خاص. انصافا چقدر برای خواندن متون بلند (حتی ۲۰۰-۳۰۰ کلمه) وقت می‌گذارید؟ خواندن فتونیوزها و اینفوگرافیک‎ها راحت‌تر نیست؟ اصلا وقتی «راحت الحلقوم‎»هایی ازاین دست هست، چه کسی حوصله خواندن تحلیل‎های بلند و مصاحبه های چند هزار کلمه‌ای را دارد؟ اصلا کو فرصتش؟
اپیزود دوم
برای خرید آب معدنی، یک نخ سیگار، حتی یک شعله فندک، چندبار به کیوسک‎های روزنامه فروشی مراجعه کرده‌اید؟ تازگی‎ها از جلوی آنها رد شده‌اید؟ بیشتر تنقلات فروشی‌اند تا «روزنامه فروشی». انواع شکلات و کیک و آدامس در بالاترین ردیف، چیده شده‌اند، مرتب، خوشرنگ و براق! کمی که سر مبارک را فرود آورید، در ردیف پایین و احتمالا روی زمین، روزنامه‌ها روی هم چیده شده‌اند. نه ارتفاعشان به اندازه چند سال قبل است و نه ضخامتشان. سالهاست که هم آگهی‌های چند کیلویی همشهری آب رفته و هم تیراژ بالای ایران و جام‌جم. نوجوانان مشتاق نشریاتی چون چلچراغ و دوچرخه هم دیگر بزرگ شده ‎اند. شاید ..

نه عزیز شدید؛ نه خادم!

نه کاری به کنعانی زادگان دارم نه کاری به شایعه ای که علیه او به راه انداخته اند؛به قول روابط عمومی فراسیون فوتبال «قانون و اخلاق خط قرمز فدراسیون فوتبال هستند؛ اما قصاص قبل از جنایت نمی‌کند. هر زمان رکن قضایی در هر موضوعی به قطعیت رسید، فدراسیون فوتبال هم تبعیت خواهد کرد.»شریفی درست می گوید اما من فقط می خواهم چند نکته را مطرح کنم و یکی – دو تا سوال بپرسم.
اصلا جرم کنعانی زادگان به اثبات نرسیده وفایل صوتی هم که سند چندان معتبری به حساب نمی آید مگر در موارد خاص که قاضی تشخیص بدهد.این روزها آنقدر دستگاه های مختلف برای ساخت و تدوین صدا موجود است که آدم گاهی به صدای خودش شک می کند.اجازه بدهید سوالم را بپرسم؛سوال اینجاست که وقتی این همه تشویش وجود دارد و این همه علامت سوال برای یک ناهنجاری در تیم ملی آیا نمی شد دوستان کمی صبر می کردند و با عدم دعوت از کنعانی زادگان،حداقل برای این ۲ بازی (و البته روشن شدن اصل ماجرا)کمی به منتقدان در افکار عمومی و آنهایی که علیه این بازیکن ملی پوش موضع گرفته اند احترام بیشتری می گذاشتند؟صعود ایران به جام جهانی تقریبا قطعی است و شاید بود و نبودکنعانی زادگان د..