آیا صفر عدد است و سال ۱۴۰۰ سال صفرِ قرن جدید بود؟

هدف این بررسی این است که آیا صفر عدد است یا علامت که البته دستاورد آن می تواند به لحاظ فلسفی و اجتماعی مفید باشد. اگر چه در این مورد در گذشته بحث و مطالبی گفته و نوشته شده و بعضی به عدد بودن، و بعضی به علامت بودن صفر نظر داده اند اما به این صورت که آن را مرتبط با بحث فلسفی کنند شاید تازگی داشته باشد و می تواند به عنوان دستاوردی تلقی شود. من فعلاً در باره اختراع عدد سخن نمی گویم که آن را می توان در پایگاه های اطلاعاتی جستجو کرد. اما اهمیت آن بر کسی پوشیده نیست. عدد در ریاضیات اهمیت ویژه ای دارد و پایه همه محاسبات تلقی می شود. سابقه اعداد رومی هم قابل توجه است.
آنچه در این مختصر مورد توجه من است این است که آیا صفر عدد است یا علامت و نقشش در ریاضیات چیست. آنچه انکار ناپذیر است این است که صفر در نظام محاسباتی اعشاری اهمیت ویژه ای دارد.
پرسش این است که اگر صفر عدد، و در عین حال به معنای هیچ باشد تأثیری در محاسبات خواهد داشت؟ آیا اگر هیچ را در برابر هر چه بگذاریم آن را اضافه یا کم می کند؟ اما اگر آن را عدد به حساب بیاوریم قطعاً باید نقشی داشته باشد. اگر چنین باشد پس چرا اگر هر عددی را در ص..

هدف این بررسی این است که آیا صفر عدد است یا علامت که البته دستاورد آن می تواند به لحاظ فلسفی و اجتماعی مفید باشد. اگر چه در این مورد در گذشته بحث و مطالبی گفته و نوشته شده و بعضی به عدد بودن، و بعضی به علامت بودن صفر نظر داده اند اما به این صورت که آن را مرتبط با بحث فلسفی کنند شاید تازگی داشته باشد و می تواند به عنوان دستاوردی تلقی شود. من فعلاً در باره اختراع عدد سخن نمی گویم که آن را می توان در پایگاه های اطلاعاتی جستجو کرد. اما اهمیت آن بر کسی پوشیده نیست. عدد در ریاضیات اهمیت ویژه ای دارد و پایه همه محاسبات تلقی می شود. سابقه اعداد رومی هم قابل توجه است.

آنچه در این مختصر مورد توجه من است این است که آیا صفر عدد است یا علامت و نقشش در ریاضیات چیست. آنچه انکار ناپذیر است این است که صفر در نظام محاسباتی اعشاری اهمیت ویژه ای دارد.

پرسش این است که اگر صفر عدد، و در عین حال به معنای هیچ باشد تأثیری در محاسبات خواهد داشت؟ آیا اگر هیچ را در برابر هر چه بگذاریم آن را اضافه یا کم می کند؟ اما اگر آن را عدد به حساب بیاوریم قطعاً باید نقشی داشته باشد. اگر چنین باشد پس چرا اگر هر عددی را در صفر ضرب کنیم هیچ می شود؟

نکته دیگر اینکه همه اعداد ما به ازائی دارند الا صفر، که ما به ازایی ندارد. یعنی شما وقتی می گوئید دو، این دو را به دو سیب، دو پرتقال یا دو تا از هر چیز دیگر می توانید نسبت دهید یا در نظر بگیرید مگر صفر، که هیچ چیز خارجی اصلاً وجود ندارد که بخواهید آن را در برابر صفر بگذارید.

بنابراین اگر صفر عدد باشد آنوقت صفر قبل از یک چه معنا دارد؟ هر جزء از یک را هم به حساب آورید باز یک است و صفر نیست. ما اعداد را ۰ تا نه نمی شماریم بلکه می گوییم یک تا نه و بعد از آن یک را وقتی ده برابر کردیم علامت صفر را برای ده برابر به عنوان علامت و نشانه انتخاب می کنیم. همینطور اعداد دیگر را، تا ۹ که می شود، برای عدد بعدی از صفر استفاده می کنیم، تا برسیم به ۹۰ و از آن پس هر عددی را که ده برابر کنیم باز از صفر دیگری به عنوان علامت استفاده می کنیم. مثلاً ۱۰۰ وقتی ده برابر شد می شود ۱۰۰۰ و وقتی ۱۰۰۰ ده برابرشد باز از علامت صفر دیگر استفاده می کنیم می شود ۱۰۰۰۰

از این رو صفرهای در اعداد هیچکدام خاصیت صفر قبل از یک به معنای هیچ را ندارند بلکه همواره علامتی برای ده برابر شدن هستند. بنابراین نباید گفت صفر عددی تهی و خالی است بلکه صفر علامتی است برای ده برابر شدن.

نکته دیگر اینکه می گویند صفر زمانی درست شد که عدد منفی پیدا شد. این هم نکته جالبی است و خود به این معنا است که هر موجودی وقتی به حالت تعادل باشد به منزله صفر است و این صفر نه به معنای هیچ و پوچ است بلکه به این معنا که موجود هست و واقعیتی وجود دارد و عدم نیست اما در حالتی طبیعی و تعادلی (شاید از نظر ما به صورت قراردادی یا توافقی) قرار دارد. در این صورت اگر عوارض موجود در یک پدیده از حد نرمال تجاوز کند و بالا و پایین برود مثبت و منفی معنادار می شود.

نتیجه فلسفی که از این موضوع گرفته می شود این است که ما با جهان موجود طرف هستیم و صفر نداریم و جهان، جهان واقعی است.

نتیجه دیگر اینکه ریاضیات بر پایه واقعیات و طبیعیات است و هر دو نتیجه فلسفی دارند و این سه مجموعه ریاضیات و طبیعیات و فلسفه همواره با هم اند.

از اینجا می توان نتیجه گرفت که سال صفر نداریم. ۱۴۰۰ سال آخر قرن نیست سال اول قرن جدید است و با صفر به عنوان علامت شروع شده و به محض رسیدن به انتها، یک کامل می شود و از آن پس وارد سال ۱۴۰۲ می شویم.

توضیح اینکه وقتی فرزندی به دنیا می آید از بدو تولد وارد سال یک می شود و چون به انتهای سال می رسد سال اول او تکمیل و از همان لحظه به بعد وارد سال دوم می شود. همینطور وقتی سال دهم رسید، دهه اول تکمیل می شود و از همان دقایق بعدی وارد دهة دوم شده ایم. همچنین وقتی سده اول تمام شد وارد سده دوم، و وقتی ۱۴۰۰ شد یعنی سده چهاردهم تمام و وارد سده پانزدهم شده ایم.

من در یادداشتی پیشینی که در این مورد نوشتم، گفتم که آغاز قرن پانزده از سال گذشته شروع شده و امسال وارد دومین سال قرن شده ایم. اما متأسفانه ظاهراً کمترگوشی بدهکار بود!

در اینجا باید اظهار تأسف خود را نسبت به کسانی ابراز کنم که فقط به خاطر ۱/۱/۱۴۰۱ به صورت واهی جان خود و نوزادان خود را به خطر انداخته و با زایمان های زودرس به خود و جامعه خود خیانت کرده اند. تازه اگر ۱/۱/۱۱۱۱ بود یک چیزی قابل به ذکر بود!

این توهم ناشی از چیست معلوم نیست. ما در باره خود اگر حق داشته باشیم کاری بکنیم که البته نداریم در باره دیگران به طریق اولی حق انجام چنین کاری را نداریم که ممکن است در بعضی موارد به جنایت بدل شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.