بلاگ

روشنفکری دینی و تاریخنگاری اندیشه

این شناخت درک ما را از تحول تاریخی فهم های دینی ارتقا می دهد. اگر خواهان اجتهاد در اصول و فروعیم و اگر می خواهیم درک درستی از دیالکتیک “نص” و “تاریخ” و سهم مقتضیات زمان و مکان در فهم فقیهان و متکلمان از دین و منابع دینی داشته باشیم چاره ای نداریم الا اینکه به تاریخ مراجعه کنیم. قرآن را در بستر تاریخی عصر نزول و سیره پیامبر اکرم (ص) ببینیم و تعامل صحابه و تابعین و نسل های بعدی را در مواجه با قرآن و وحی، پیامبر و سنتش، معنای شریعت و نسبت آن با امر دولت و قدرت دینی بفهمیم. شناخت خود را از عوامل بروز و تحول دانش های دینی به ویژه آنچه در نسبت با امر شریعت و قدرت دینی شکل گرفت مانند فقه و مذاهب آن، دانش اصول و همچنین مکاتب تفسیری به درستی اصلاح کنیم. تحول فکر و فهم دینی را بفهمیم. همه اینها نیازمند تخصص در تاریخ است. آشنایی عمیق با منابع تاریخی و متون است. باید به شکل تخصصی در تاریخ کار کرد.
در حوزه های علوم دینی ما امروزه کسانی هستند که به ارزش مطالعات تاریخی پی برده اند و از آن در بحث های فقهی و اصولی و رجالی خود بهره می برند (از اعلام معاصر اینجا یادی نمی کنم. اما از درگذشتگان باید از اس..

آخرش چه می شود؟

شما اگر در برابر اعتراضات مسالمت آمیز از خود خشونت به خرج دهید:
اولا: معترضان کینه به دل می گیرند.
ثانیا، بتدریج ترس شان از خشونت شما زایل می شود و این برخوردها برایشان عادی می شود.
ثالثا، احساس شجاعت و غرور می کنند.
رابعا، دیگران هم بتدریج به آنان می پیوندند.
خامسا، اعتراضات در زندگی همگان نهادینه و پایدار می شود و به بخشی از زندگی روزمره شان تبدیل می شود و به شکل دیرپایی در طی زمان ادامه می یابد. بنابراین بر خلاف تصور، برخورد با معترضان و جلوگیری از حق قانونی آنان اعتراض ها را “جمع” نمی کند بلکه “کشدار” می کند. در واقع همچون «دوئل» بازانی می شوید که بدون سلاح در گِل به نبرد خود ادامه می دهید. “دوئل در گِل” ادامه دار ترین نوع مواجهه است چون هیچیک نمی تواند دیگری را از بین ببرد. البته ممکن است گفته شود که اگر برخورد نکنیم موج گسترش می یابد. در پاسخ می توان گفت:
اولا، بیان اعتراض از خشم می کاهد و در صورت رسیدگی به مطالبات احتمال کشدار بودن را می کاهد.
ثانیا، عدم برخورد، احساس همدلی بین طرفین را بیشتر می کند. در هنگامه «دوئل در گِل» شفقت، «راه حل» مناسبی است و خشونت، «نا راه حل».
ثالثا،..

جاه‌طلبی که باید از آن فرار کرد

برای کسانی که خبرهای سیاسی را اندکی جدّی‌تر، و کمی بیشتر از ظاهر خبرها، دنبال می‌کنند، بویژه با توجه به شخصیت سخت گمنام بانوان دیدار کنندۀ ایرانی در فرانسه، این گزارش شگفت می‌نمود. رسانه‌های فارسی عکس‌هایی نیز از این دیدار منتشر کردند که اصل خبر را تأئید می‌کرد. آن‌چه در رسانه‌های فارسی‌زبان بازتاب چندانی پیدا نکرد این بود که طرف دعوت کنندۀ این بانوان در فرانسه شخصی به نام برنارـ آنری لِوی بود و هم‌او ترتیب ملاقات با رئیس فرانسه را داده است. خبرنگار روزنامۀ فرانسوی فیگارو، که در جریان این دیدار بود و گزارشی نیز از آن تهیه کرده بود، اعلام کرد که کاخ ریاست جمهوری مایل نبود برنارـ آنری لوی در عکس حضور داشته باشد. گزارش یورو نیوز فارسی چنین است : «ژورژ مالبرونو، خبرنگار روزنامۀ فیگارو، به نقل از منبعی در کاخ الیزه، گزارش داد که دفتر ریاست جمهوری فرانسه مایل نبود برنارـ هانری ‌لوی، نویسندۀ فرانسوی و چهرۀ رسانه‌ای مشهور در جریان دیدار امانوئل ماکرون با گروهی از زنان مخالف حکومت ایران در عکس‌ها دیده شود.» اگر نیازی به دلیلی برای مشکوک بودن اصل دیدار وجود داشت، می‌شود گفت : از آسمان نازل شد. ک..

این برد فقط سهم مردم است

تیم ملی برد. قشنگ هم برد. لذت بردیم از این برد. این همان فوتبالی است که از تیم ملی انتظارش را در جام جهانی داشتیم.
حالا بعد از این برد یکی یکی مدیران و مسئولین پیدایشان می شوند و این برد را به نام خودشان می زنند. از وزیر و وکیل گرفته تا مدیران فدراسیون فوتبال.
یادمان نرفته تمام مدیران و مسئولان ورزش تا همین چند وقت پیش با کی روش موافق نبودند و حتی دنبال مربی داخلی برای تیم ملی بودند ولی حالا موقع پیروزی در صف جلو ایستاده اند.
این پیروزی فقط سهم مردم است. مردمی که در باران و برف، در روزهای گرم تابستان و زیر آفتاب داغ همیشه حامی ملی پوشان بودند.
این تیم اسمش ملی است. تیم همه مردم ایران. از کرد و بلوچ و ترک گرفته تا گیلک و مازنی و عرب.
آقایان این برد را به نام خودتان نزنید.
۳۵۳۵

آقای کیروش، مردم صاحب تیم ملّی هستند

مشهور است که یک سرمرّبی موفّق فوتبال می تواند مدیر ارشد اجرایی موفّق یک شرکت تجاری یا تولیدی هم باشد، چرا که سرمربّی گاهی باید در بحرانی ترین موقعیّت ها و در کوتاه ترین زمان بهترین تصمیم ها را بگیرد تا شرکت سرپا و برقرار بماند وگرنه همه چیز از دست خواهد رفت.
اینکه کیروش تقصیر باخت سنگین ۶ بر ۲ مقابل انگلیس را به تماشاگران ایرانیِ مخالف تیم ملّی حاضر در ورزشگاه نسبت می دهد نشانه ی فرار او از مسئولیتی است که به عهده دارد.
در شرکت ها همیشه بحران به وجود می آید. بحران هایی که اغلب از بیرون تحمیل می شوند و کارکنان تسلّطی بر آن ندارند. برای مثال گاه صاحبان و سرمایه گذاران شرکت در جلسات خود تصمیمی می گیرند که از نظر کارکنان درست نیست و می تواند نتایج زیانباری داشته باشد. حال وظیفه ی کارکنان و مدیر ارشد اجرایی شرکت چیست؟ آیا باید یا قهر و کم کاری ثابت کنند که آن تصمیم غلط بوده!؟ یا با افزایش بهره وری و کارآمدی و دستیابی به نتایج بهتر باعث بهبود شرایط بحرانی شوند که دلیل آن تصمیم نامطلوب توسط صاحبان شرکت بوده!؟ کدام یک می تواند در دراز مدت به نفع کارکنان و همین طور سرمایه گذاران این شرکت فرضی..

سیاه چاله ای در کمین خوشبختی

بنظر ساده ترین اما طولانی ترین مسیر برای به انحراف کشیدن یک ملت، تهی کردن بستر اعتقادی آنهاست تا در دراز مدت و در تناوب نسل ها، آنان که باقیند، دین فاقد روح را دفن کرده و پی کار خویش بروند. یکی از ارکان مهم در نظام اسلامی و فقه امامیه که بسیار حائز اهمیت می باشد، بی شک کانون “خانواده” است و یقینا معاندان برای شکستن مقاومت یک ملت، و به رخوت کشیدن آنها کافیست ستون فقرات خانواده را مورد حمله قراردهند. کاری پر هزینه، زمان بر اما با نتیجه ای کاملا ظفرمندانه!!! فارغ از تعبیر “جنگ نرم” و چنین مباحثی، آنچه در اطراف خود می بینیم، و هر روز نیز شاهد رشد آنیم، کاهش “تخاطب” در خانواده ها و دور همی هایی است که پیر و جوان و زن و مرد و دختر و پسر، سر در گریبان شبکه های اجتماعی خود دارند! به این مهم تاثیرات ناشی از همه گیری کرونا و صد البته قطع شدن بسیاری از صله رحمهای مرسوم ایرانی را نیز بیافزایید که خلوت های بسیار خصوصی که در دنیای مدرن و چالشهای زندگی صنعتی چون زهری خطر ناک در شریانهای اجتماع و افراد خانواده در حال به انقراض کشیدن و به انحراف کشیدن افراد خانواده است.
تنهایی، نبود کنترل درونی، ضعف د..

از قهرمانان ملی تا دشنام های ضد ملی

اکنون که در حال نوشتن این یادداشت کوتاه هستم ، عربستان سعودی در مقابل آرژانتین دو بر یک به پیروزی رسید و اولین شگفتی جام جهانی ۲۰۲۲ را خلق کرد ، همان آرژانتینی که در سال ۲۰۱۴ هنگامی ایران یک بر صفر مغلوب آن شد مردم برای آن شکست به خیابان ها ریختند البته نه به خاطر پیروزی حریف! بلکه به خاطر نمایش غرور انگیز تیم ملی ایران .
کوپر در جای دیگر از کتاب فوتبال علیه دشمن مطرح می‌کند که «وقتی یک بازی برای میلیاردها نفر اهمیت پیدا میکند ، دیگر نباید فقط یک بازی تلقی شود ،فوتبال به هیچ وقت فوتبال نیست ، این ورزش جنگ به وجود می‌آورد . » حال چه کسی واقعا در جنگ یه کشور با کشور متخاصم به اردوگاه حریف پناه می‌برد و برای شکست کشورش دست به دعا برمی‌دارد !؟
عربستانی که امروز آرژانتین را شکست داد یکی از بدترین کشورهای دنیا در الگوهای دموکراسی است که اصلا با مفهوم انتخابات آشنایی ابتدایی هم ندارند و تا همین چند سال قبل حتی زنان اجازه رانندگی نداشتند ، کشوری که مخالفان سیاسی خود را شرحه شرحه میکند و به کوره می‌اندازد (مورد خاشقچی) ولی آیا کسی به بازیکنان تیم عربستان بابت حضور در جام جهانی یا ملاقات با بن..

تیم‌ملی به انگلیس نباخت!

پیشگو نیستم اما در همین جام جهانی گذشته نوشتم وای بر مردمی که جز فوتبال دلخوشی دیگری نداشته باشند و تنها عامل وحدت قومی و ملی آن ها فوتبال باشد. و دیروز این تنها عامل هم فرو ریخت. جلوی چشم همه ما و در عین ناباوری آدم هایی که هم وطن ما هستند و درست مثل خواهران و برادران ما؛ بعد از هر گلی که تیم ملی دریافت می کرد به هوا می پریدند و بی هیچ تعارفی شادی شان را توی صورت ما فریاد می زدند. وقتی دماغ بیرانوند ترکید و خون شتک زد روی پیراهن شماره یک چنان سرخوشانه قهقهه می زدند کانه دشمن دیرین این آب و خاک به زانو درآمده است و انگار نه انگار این بچه خودساخته و بی پشت و پارتی همان کسی است که چهارسال پیش پنالتی یکی از گران ترین فوتبالیست های جهان را مهار کرد و آن همه شور و هیجان و افتخار را برایمان به ارمغان آورد. این حجم از نفرت و کینه برایم باورکردنی نبود. مگر می شود؟ اما شده بود و انگلیسی ها هم خوب توانستند این تیم از پیش باخته را منهدم کنند. بله.
بچه ها پیش از بازی مسابقه را باخته بودند. حتی قبل از آن که بینی بیرانوند بترکد و کیروش دودستی بکوبد توی فرقش. ما همان موقعی باختیم که بادمجان دورقاب چ..

دانشجویی که زندانبان استادش شد

برخلاف تصورم چندان هم سرد و بی روح نبود،اتفاقا همین که روی دستم نشست گرمای غریبی زیر پوستم به جریان افتاد و لحظاتی بعد تمام وجودم را فرا گرفت.همزمان با بسته شدن دستبند بر دستانم ،شور و هیجانی قابل تامل بین همکاران رقم خورد و هریک به دنبال چاره ای و شاید کشف دلیل این اتفاق بودند اما خودم علیرغم همان نگرانی ابتدایی سعی کردم بی تفاوت به آنچه رخ داده ، اتهامات انتسابی را با یادداشت ها و مطالبی که ضمیمه پرونده بود و دلیل انتساب اتهام!تطبیق دهم.
در همان حال و هوا، یکی دو تن از همکارانم که سن وسالی از آنها گذشته و پس از بازنشستگی به فکر وکیل شدن افتاده اند، نزدیکم شدند ، طوری که ماموران مراقب نشنوند کنار گوشم گفتند:هر روز منتظر یادداشت های شما هستیم و به وجودت وقلمی که می زنی، افتخار می کنیم!ذهنم درگیر مرور این عبارت بود که یکی دیگر از همکاران از راه رسید،طوری سراسیمه و با هیجان به من نزدیک شد که برای لحظاتی تصور کردم مرا با شخص دیگری اشتباه گرفته تا اینکه بدون توجه به حضور ماموران و دوربین های مداربسته دادسرا دستی که به دستبند گره خورده بود و حکایت از بازداشت و توقیف داشت، بسان داوران کشتی ..

جامعه علمی دانشگاهی نداریم!

اظهار نظر صرفا با هدف اظهار نظر و کسب شهرت و یا با اهداف سیاسی خاص. این پدیده ای جهانی است اما بی تردید جهان غیر توسعه یافته بیش از همه از این وضعیت ضرر می کند. در جامعه ای که نهادهای فرهنگی و آموزشی و اجتماعی و سیاسی و رسانه ای قوی و ریشه دار دارد فضاهای رسانه ای مجازی ممکن است موج های کوتاه مدت تولید کنند و عده ای با اهداف سیاسی موقتا موج سواری کنند اما ساختار بر اساس منطق درونی و نظام مند خود و به دلیل وجود نهادهای مهم نظارتی به گونه ای تنظیم شده که به سرعت می تواند مانع تشدید موج سواری های رسانه ای شود و به نحوی سعی می شود شیوه ها و راه حل های علمی جای تحلیل های مقطعی و عامه گرا را بگیرد. به طور مثال وجود رسانه های آزاد و تریبون های متعدد و متنوع مانع از غلبه یک تفسیر و تحلیل بر دیگر تفاسیر و تحلیل ها می شود و راه را برای ورود تخصص تسهیل می کند.
یکی از مهمترین این نهادها نهاد دانشگاه است. در غرب جای اصلی هر تخصص علمی به معنای عام آن دانشگاه است و نه هیچ نهاد دیگر. دانشگاه است که متولی اظهار نظر علمی و تولید علم است. مقصود من دانشگاه به معنای عام آن است و طبعا شامل دانشکده های اله..