اگر حکمرانی را به هوش مصنوعی بسپاریم
در بسیاری از نظامهای حکمرانی قدیم، افرادی در کسوت «پیشگو» و «منجم»، به حاکم مشورت میدادند و دربارهی فرجام تصمیم و اقدام، پیشاپیش نظر میدادند. یا بر منهج رموز ستاره شناسی و گردش کواکب، یا طبق نتایج رمل و اسطرلاب و یا با تکیه بر شهود و کرامت و گاهی هم استخاره، به حاکم ندا میدادند که دست به فلان اقدام بزند یا نه.
بعدها، تجارب حکمرانان بیشتر شد، برخی از آنان از مشورت پیران خردمند و دانا، وزیر اعظم و مشاور اعظم استفاده میکردند و یا از کتبی همچون سیاست نامه بهره میگرفتند تا راه و چاه و صلاح و خراب کار را دریابند. البته حکمایی نیز بودهاند که به هیچ مشاور و وزیر و کتاب و اسطرلابی گوش نمیدادند ترجیح میدادند به شیوهی «آزمون و خطا» و «ببینیم چه میشود» و «بالاخره یه چیزی ازش درمیاد» عمل میکردند. برخی از آنها اهل ریسک و مخاطره بودند و امر خطیر تصمیم و اقدام را همچون تاس انداختن و قرعه و بازی میپنداشتند و بعضی دیگر نیز اساسا عارشان میآمد توضیحی بدهند و بگویند چه شد که بدان شکل تصمیم گرفتند… بگذریم. خوشبختانه در روزگار امروز، بخش اعظمی از فن و دانش حکمرانی و کشورداری هم تابع قواعد و..
در بسیاری از نظامهای حکمرانی قدیم، افرادی در کسوت «پیشگو» و «منجم»، به حاکم مشورت میدادند و دربارهی فرجام تصمیم و اقدام، پیشاپیش نظر میدادند. یا بر منهج رموز ستاره شناسی و گردش کواکب، یا طبق نتایج رمل و اسطرلاب و یا با تکیه بر شهود و کرامت و گاهی هم استخاره، به حاکم ندا میدادند که دست به فلان اقدام بزند یا نه.
بعدها، تجارب حکمرانان بیشتر شد، برخی از آنان از مشورت پیران خردمند و دانا، وزیر اعظم و مشاور اعظم استفاده میکردند و یا از کتبی همچون سیاست نامه بهره میگرفتند تا راه و چاه و صلاح و خراب کار را دریابند. البته حکمایی نیز بودهاند که به هیچ مشاور و وزیر و کتاب و اسطرلابی گوش نمیدادند ترجیح میدادند به شیوهی «آزمون و خطا» و «ببینیم چه میشود» و «بالاخره یه چیزی ازش درمیاد» عمل میکردند. برخی از آنها اهل ریسک و مخاطره بودند و امر خطیر تصمیم و اقدام را همچون تاس انداختن و قرعه و بازی میپنداشتند و بعضی دیگر نیز اساسا عارشان میآمد توضیحی بدهند و بگویند چه شد که بدان شکل تصمیم گرفتند… بگذریم. خوشبختانه در روزگار امروز، بخش اعظمی از فن و دانش حکمرانی و کشورداری هم تابع قواعد و الگوهای علمی و شناخته شده است و تشخیص میزان کره دهی یک من ماست، کار دشواری نیست.
بیایید تصور کنیم؛ در کنار دانش، تجربهی زیسته شده، انباشت تخصص و تمام الگوهای ثبت شدهای که در کار حکمرانی به وجود آمده و به موازات هزاران بوروکرات و تکنوکرات و لیدرهای قدرتمندی که پا به عرصهی حکمرانی گذاشتهاند، یک هوش مصنوعی هم ابداع شود که بتوان با اطمینان خاطر، بخش مهمی از اعمال و وظایف دولت و حکمرانی را به او سپرد. یعنی سیستمی داشته باشیم که مانند همان بانوی مودب مستور در خودروها، هر وقت لازم شد با آن لحن رسمی و مودبانه بگوید: «روغن موتور خودرو تعویض شود».
پیشفرض اولیه و خط قرمز و مذاکره ناپذیر ما دربارهی هوش مصنوعی مزبور، شامل این موارد باشد:
اول این که هوش مصنوعی مورد نظر، کاملا ایرانی و بومی باشد. از ورودیها و دانش و تخصص شایان اطمینان دیگران نیز بهره بگیرد ولی شاکله و دانش آن ایرانی باشد و هیچ خصم و دشمنی نتواند آن را هک یا در آن نفوذ کند.
دوم این که هوش مصنوعی مربوطه، فقط در مقام هشداردهنده، ارزیاب و مشاور عمل کند و دست به هیچ دکمهای نزند و هیچ اقدامی را مبذول نفرماید. فقط گزارش کار بدهد. همین!
سوم؛ این هوش مصنوعی با یک دورهی آزمایشی دو هفتهای، اطلاعات شفاف تمام سیستمهای اجرایی و زیرساختهای کشور را دریافت کند و به گونهای عمل کند که نتوان چیزی را از چشم و گوش او پنهان کرد.
چهارم، پشت هفت کوه سیاه؛ قرار نیست این هوش مصنوعی ملی و مطمئن و بومی و کاردرست، جای لشکریان پرشمار مشاورین و معاونین و قائم مقامهای کشور را بگیرد. نه… به خدا فقط یک آزمایش ساده است!
پنجم، هوش مصنوعی مورد اشاره، با لحنی خودمانی و دوستانه، مشکلات را به ما یادآوری خواهد کرد و اساسا اهل امر و نهی و اینها نخواهد بود.
تصور میکنم در همان یکی دو روز نخست؛ هوش مصنوعی متصل شده به نظام حکمرانی کشور، در یک صفحه کاغذ آ.چهار چنین فیدبکها یا بازخوردهایی به ما خواهد داد:
الف) هشدار در بخش آموزش: فعالیت شونصد نوع مدرسه اعم از دولتی و هیات امنایی و نمونه و نخبه و شاهد و غیرانتفاعی و اینها، بسیار شگرف است. میتوانم پیامدهای اکنون و فردای این نظام آموزشی را گوشزد کنم؛ ولی به خاطر تفاوت آشکار این همه مدل، سی.پی.س.ی من داغ میشود. ضمنا برایم عجیب است که در همهی استانها و اغلب شهرستانهای ایران، دانشگاه وجود دارد. این همه دانشگاه میخواهید چه کار؟ نکنید. شور که سهل است، تلخش را درآوردهاید.
ب) اخطار در مورد سیستم اولویت شناسی نمایندگان مجلس شورای اسلامی: شواهد آشکار نشان میدهد که اولویت حیاتی و بسیار خطرناکی همچون بحران آب و تغییرات اقلیمی، نه تنها امنیت غذایی بلکه حیات کشور و جامعه را به خطر انداخته است. علاوه بر این، محیط زیست هم اوضاع بدی دارد و با این هوای آلوده و کمبود برق و کمبود گاز و تورم و دیگر چیزها، نمایندگان مجلس به مسائلی گیر دادهاند که درک آن دشوار است.
ج)ای وای! این چه سیستم حمل و نقل عجیبی است؟! صنعت هوانوردی عملا پوکیده، وضعیت سیستم ریلی با شرایط ۱۹۵۰ میلادی هم منطبق نیست، اغلب جادهها به پانکراس زلیخا شباهت دارند.
د) مطمئنید که نام واقعی و حقیقی این چند کارخانه «خودروسازی» است؟ پس چرا حتی در کوبا هم چنین وضعیتی وجود ندارد؟ چقدر پیک موتوری دارید! چقدر بوق!
ه) چرا بسیاری از آدمها تا کمر خم شده و سطل زباله را وارسی میکنند؟ آیا آنها موجودات حواس پرتی هستند و مرتبا چیزهایشان را قاطی زبالهها دورانداخته و مجبورند به دنبالشان بگردند؟
و) این کشور چرا این همه نهاد و اداره و مدیر دارد؟ چرا نمیتوانم ماهیت وجودی و عملکرد و وظایف بسیاری از آنها را درک کنم؟
ز) چرا در اسناد مالی دولتی و حکومتی، کلی نقطه چین وجود دارد؟ چرا ارقام با هم نمیخواند؟ آیا به خاطر عدم استفاده از چرتکه و ماشین حساب است که بسیاری از ارقام و دخل و خرجها با هم نمیخواند؟
ح) چرا بسیاری از مردم به شدت به کار علاقهمند هستند و دو یا سه تا شغل دارند؟ آیا آنها از تاریکی میترسند و دوست ندارند به خانه برگردند و ترجیح میدهند مداوما مسافرکشی کنند؟
ط) چرا دستگاه دیپلماسی و سفارتخانههای شما اینجوری است؟ آیا به خاطر بینیازی خزانه به پول و درآمد، سیاست خارجی شما کلا کاری با تجارت و روابط اقتصادی ندارد؟ وای! خوش به حالتان!
ی) چه دخترهای گلی دارید! امروزه در بسیاری از کشورهای جهان، از عصارهی لبخند و پورهی نگاه دخترکان، عنصری میآفرینند گرانقیمتتر از اورانیوم. شما نمیخواهید استفاده کنید؟
۳۱۱۳۱۱