بلاگ

برای هادی خانیکی؛ «نفس تازه کردن» در «بمباران نرم شیمیایی»

برای من،حضورشان، آثارشان،انرژی شان و علاقه روزافزونشان به دنیای روزنامه نگاری و رسانه، سرمشق است. مایه انگیزه است.امید است. بنده سعادت نداشتم در کلاس های درس دکتر خانیکی حاضر باشم اما پیوسته آثارشان را دنبال کرده ام و از آنها -در حد توانم- آموخته ام.
یکی مثل دکتر خانیکیِ عزیز می تواند در اوج بیماری از مکانی که شاید برای سایر بیماران «نامطلوب» باشد، فضایی «مطلوب» و شیرین ترسیم کند:«روز معلم و عید فطر را زیر بمباران نرم شیمیایی در زیرزمین بیمارستان امید پارس گذراندم، جایی که مهر و مسوولیت‌شناسی پزشکان و پرستاران نمی‌گذارد ذهنم به آسانی به گذشته‌های دور و مشابهت با سلول‌های زندان برود یا آینده‌ای مبهم و مه‌آلود. یاد معلمانی که زندگی را برایم هدفدار کرده بودند و دانشجویان و دوستان و خویشاوندانی که سپاس‌ها و دعای‌شان به عید فطر و روز معلم جانی تازه می‌دادند، سه روز شیمی‌درمانی را به واقع، شیرین و پذیرفتنی کردند. زیرزمین بیمارستان هم با امید به جایی دیگر، می‌تواند جای نفس تازه کردن باشد.».
او سه روز شیمی درمانی را در زیرزمین بیمارستان وقتی ضمیمه «امید» می کند شیرین و پذیرفتنی و جای نفس تاز..

«نیش»؛ بازیِ تو در تویی به نام زندگی

جرج روی هیل سال ۱۹۷۳ یعنی چهار سال پس از موفقیت فیلم «بوچ کسیدی و ساندنس کید» با بازی پل نیومن و رابرت ردفورد در نقش دو رفیق تبهکار که ۷ نامزدی و ۴ جایزه اصلی اسکار را برایش به همراه داشت، با همین زوج طلایی فیلم جدیدش را ساخت.
«نیش» بر اساس فیلمنامه‌ای از دیوید اس وارد، درامی تو در تو است که به بازی در بازی‌های متعدد دو همکار جیب‌بر- خلافکار برای گرفتن انتقام دوست قدیمی‌شان و اجرای یک نقشه بزرگ و حساب شده می‌پردازد.فیلمی که ۱۰ نامزدی و ۷ جایزه اسکار؛ از جمله بهترین کارگردانی، فیلم، فیلمنامه و موسیقی را به خود اختصاص داد و جایگاهی در کارنامه روی هیل و سینمای هالیوود پیدا کرد که حتی کارگردان هم دیگر نتوانست آن را تکرار کند.
«نیش» به زندگی جیب بر جوانی به نام جانی هوکر (رابرت ردفورد) در دهه سی میلادی شهر جولیت ایالت ایلی نویز می‌پردازد که با همکار سیاهپوست‌اش؛ لوتر کولمن (ارل جونز) که همه مهارت‌هایش را از او آموخته، بزرگترین دزدی عمرشان را به شکلی ناخواسته از یک بانکدار- قمارباز قهار؛ دویل لانگان (رابرت شاو) می‌کنند.
اما این اولین گام در مسیر انتحاری است که منجر به مرگ مرموز لوتر و و ف..

هشدارها و آسیب‌های پرداخت یارانه‌های جدید

یکی از موضوعات پربازدیدی که مردم بیش از هر زمان دیگری الان دارند پی می‌گیرند، موضوع یارانه‌ها، دهک‌بندی‌ها و آزادسازی قیمت‌ها و به نوعی بخشی از حمایت‌هایی است که در راستای آن، دولت قرار است از خانواده‌های نیازمند و بقیه مردم انجام دهد.

پاسداشت هادی خانیکی؛ از اعتدال‌ورزی شخصیتی تا باور به عرصه عمومی

البته به این پرسش نیز پاسخ داد که چرا امروزه صداهای رادیکال وگاه همراه با نفی و حذف دیگری و همبستگی ستیز، پژواک بیشتری در جامعه ما به نسبت اندیشه ها و طرحهای افرادی چون دکتر خانیکی دارد :
– قبل از انقلاب اهل مبارزه عملی علیه حکومت ستمگر و ازجمله دانشجویانی شناخته می شده که حاضر به هزینه دهی برای رسیدن به تغییر وتحول حق محور بوده اند. این سابقه کفایت می کند تا بهتر دریابیم که چرا خانیکی پس از انقلاب و در سطوح مختلف استادی دانشگاه یا مشاور مقامات کشوری باز آرام وقرار نداشته و حضوری فعال برای تغییر وتحول در قالب های جدید از خود نشان داده است
– تواضع، فروتنی و اعتدال ورزی شخصیتی همراه با خوش بینی ذاتی به همه انسانها و امیدواری نسبت به آینده و علاقمندی تئوریک به آرای برخی از متفکران شناخته شده جهانی مروّج مردم سالاری مبتنی بر گفتگو و تفاهم اجتماعی، او را به شدت به سمت پیگیری این پروژه ملی کشانده است که باید گفتگوی اجتماعی در همه سطوح را به طور جدی دنبال کرد واین امر نه فقط یک فضیلت اخلاقی و انسانی بلکه یک ضرورت انکار ناپذیر برای جامعه ماست. او تاکید دارد که گفتگوها نباید عمودی و تابع الزا..

ساکت‌ترین و ناشناس‌ترین اصلاح‌طلب

برخی از سخن‌رانی‌ها و بیانیه‌های رئیس‌جمهور را ایشان می‌نوشت. از این بابت، سخنی به‌اغراق نرفته اگر او را «دستِ راست» خاتمی بدانیم. در عین حال، بسیاری از باورهای‌شان مشابهِ یک‌دیگر بود. هر دو گریزان از انقلابی‌گری و شعارهای پرطمطراق؛ نداشتنِ آرزوی مرگ برای دیگران و برخوردِ تند با مخالفین؛ پرهیز از توهین، تحقیر، تهدید و تمسخرِ دیگران و برعکس، احترام به مخالف. بجای دُرُشتی و خشونت، لحنِ هر دو سرشار از متانت و احترام به‌دیگران بود. دنیا متحیّر شده بود؛ چون بعد از دو دهه، که از ایران، یک‌سره شعارِ مرگ و نیستیِ دیگران به‌گوش می‌رسید، حالا رئیس‌جمهوری ظاهر شده بود که در نخستین سخن‌رانی‌اش در دانشگاه، وقتی شماری از دانشجویان، شعارِ همیشگیِ «مرگ بر آمریکا» را سَر می‌دهند، او می‌گوید: «دوست دارم در گردِهم‌آیی‌های‌مان، مرگ و نیستیِ هیچ‌کس را نخواهیم». خانیکی بجای صدورِ انقلاب، غرب‌ستیزی، نابودی اسرائیل و مرگ بر آمریکا، خواهانِ «گفت‌وگوی تمدن‌ها» شده بود.
در عرصۀ داخلی هم خانیکی به‌دنبالِ تغییر بود.«گفت‌وگو» بجای «برخورد»، «تعامل» بجای «تخاصم»، «حاکمیتِ قانون» بجای «حاکمیتِ اقتدار»، حضورِ «نمایند..

پاسخ سید مهدی شجاعی به یادداشت محمدرضا زائری

متن دکتر محمدرضا زائری را در گروه نخبگان خبرآنلاین با عنوان حقگزاری و سپاسداری از استاد سید مهدی شجاعی بخوانید. پاسخ استاد سید مهدی شجاعی برای این یادداشت به شرح زیر است:
برادر عزیز و گرانقدرم حضرت آقای محمدرضا زائری
سلام علیکم و رحمة الله آنچه درباره‌ی این کمترین فرموده‌اید، همه نشان بزرگی شماست و نظر پاک خطاپوشتان. این بنده به گواهی حضرت حق- همچنان خود را کمینه شاگرد مکتب ادب و معرفت می‌دانم. و امروز، بیش از همه‌ی ایام ماضی، خود را محتاج و عطشناک آموزش و تلمّذ می‌بینم. هم از شما که خود پرچمدار ادب و اخلاق و حریّت‌اید و هم از همه‌ی عزیزان پاک نهاد و آئینه دل که با کامنت‌های مهرآمیزشان، باران کرامت بر این گیاه پژمرده باریدند، ممنون و سپاسگزارم و از خداوند متعال مسألت دارم که مرا تا ارتفاع نگاه ارجمندتان تعالی ببخشد و دست طلب و تمنایتان را تا آستان کبریایی‌اش مرتفع گرداند و ارتزاقتان را از خوان رحمت ربوبی‌اش مستدام فرماید.
به حق محمد و آل محمد علیهم السلام. با ارادت.